مطمئنم که از اين بدتر وقت برای آپديت کردن وجود نداره ولی چی کار کنم دوباره اوضاع قمر در عقربه و من بايد يه جوری شب امتحان وقتم رو تلف کنم!
آخه درس خوندن شب امتحان چه فايده ای داره وقتی يه ترم در آزمايشگاه با همکاری دوست عزيزم نجمه (بلفی) به کليه آزمايش های موجود کمی تا قسمتی گند زديم و با بدست آوردن خطايی که يه خورده (البته فقط يه خورده !!! )سر به جهنم ميزنه تن تمامی دانشمندان تاريخ علم فيزيک رو توی گور لرزونديم و در هنگام نوشتن گزارش کارهای ننگينمان در کمال بی شرمی و پست فطرتی تمام اعداد استاد سيما (يکی از دانشمندان آينده!) را به جای اعداد خودمان نوشتيم و مثلا اين لکه ننگ رو از دامان خودمون پاک کرديم!
هر چند نصف ترم گذشت تا من به رفيق شفيق و دستيار عزيزم بفهمونم که ورقه اعدادمون رو با مداد بنويس که بتونيم بعد از امضا کردن استاد هم توش دست ببريم!
ولی فردا همان روز جزاست و همان روزی است که ما رسوا ميشويم وديگر استاد سيمايی هم وجود ندارد تا ما اعداد وی را در آزمايشاتمان به کار ببنديم
هر چند که من و نجمه توانستيم سر مسئول آزمايشگاه رو گول بماليم ! که هر دو در يک روز و يک ساعت امتحان بديم و اون بنده خدا هم متوجه نقشه شوم ما نشد! (احتمالا فردا ميشه! ) ولی آخه کی به کی برسونه!
متاسفانه علم من و نجمه هر دو سر به سره!
حالا بگذريم! امروز افتتاح دوباره اين وبلاگه!
روزی هم که ساختمش درست يک هفته مونده به امتحان های ترم ۲ بود! و امروز هم يک هفته مونده به امتحان های ترم ۴!
آدم نميشم من که! هر چی به امتحان نزديک ميشيم دو در تر ميشم!

( لی لی بيت سابق!! )