سلام! راستش رو بخوايين حرف خاصی ندارم فقط همين جوری الکی دلم خواست آپ کنم! اينقدر اينجا بروز نشده که همچين يه نموره رشته کلام از دستم در رفته!
امروز کله سحر رفتيم بازار گل اگه تا حالا نرفتين حتما يه روز برين ببينين خيلی قشنگه! همه جا پر از گل های قشنگ و رنگ و وارنگ بود رز...لاله...مارگريت.... و يک عالمه گل ديگه که اسمشون رو بلد نيستم اونجا همه فروشنده ها و اکثر خريدار ها از اين تريپ های سيبيل از بنا گوش در رفته بودن و با خشونت تمام گل خريد و فروش ميکردن و به طريقه کاملا غير رمانتيک و غير پروانه ای گل ها رو پرت می کردن پشت وانت !
حالا من اين وسط با دوربينم راه افتاده بودم و از گل ها عکس ميگرفتم! مطمئنم که همه تو دلشون ميگفتن آبجی رو باش! چه دلش خوشه!(اينو با لحن مناسب خودش بخونيد)
حالا تو پس بعدی حتما عکسا رو واستون ميذارم مخصوصا که ميخوام روی يکيشون يه کار گرافيکی توپ هم بکنم که ايده اش موقع صبونه خوردن به ذهنم رسيد
راستی شما يه بازی کامپيوتری با حال و جديد سراغ دارين؟ اخه بازی خونم کم شده!
راستی اسم يه گل جديد هم ياد گرفتم! رز لب ماتيکی!