سلام بچه ها! من برگشتم!
والا نميدونم چي بايد بگم آخه هر چي مخيله ام رو ميفشارم هيچي به غير از خاطرات بهشت زهرا و جنازه و كفن و مرده شور خونه ( يا غسال خونه يا شستشوي زنانه/مردانه) يادم نمياد! كه مطمئنم شما هم علاقه چنداني به كسب اطلاعات در اين مورد نيستيد!
پس بي خي خي! اگر هم از احوالات ما خواسته باشيد ملالي نيست جز دوري شما! چرا ....ملالي هست اونم اين پروژه لعنتيه! دلم ميخواد چشمم به اين استاده بيفته بهش بگم نميري الهي كه نذاشتي يه سه ماه تعطيلي قلمبه از گلوي ما بره پايين!
ما هم كه بي تجربه! شروع كرديم به تايپ كردن. نميدونم چرا خيال ميكردم با تايپ كردن حجم پروژه بيشتر ميشه ولي چه خيال خامي!
شما ها هم اگه يه وقت پروژه اي چيزي داشتيد بدانيد و آگاه باشيد كه تحقيقاتتون رو با دست مرقوم كنيد و مثل ما ....نشيد!
بذاريد اين پروژه تموم بشه يه پست خوشگل موشگل ميذارم اين جا! اين پست چرت و پرت هم واسه اين بود كه آخرين چيزي كه نوشتم آه و ناله نباشه!
راستي خبر داريد كه در دنياي مجازي اينترنت يه غزاله اي قيام كرده و يه گروه تو ياهو درست كرده واسه غزاله هاي وبلاگ نويس؟! البته تا حالا تنها غزاله وبلاگ نويسي كه كشف كرده من هستم!