ديروز بد بختانه و متاسفانه و بر خلاف پيشبينی های من کلاس رياضی فيزيک تشکيل شد!
اما استادش اون هاپوه نبود! يه آقايی بود با مو های وزوزی و لهجه شهرستانی که معلوم نبود کجاييه! از همه بد تر اين که اين آقاهه مثلا ميخواد کلاس رو شاداب نگه داره بعضی وقتا يه تيکه هايی ميپرونه ( به قول خودش تک مضراب! ) که این قدربی مزه ست آدم ميخواد وايسه وسط کلاس زار بزنه!
توی کلاس وقتی که استاد داشت درس ميداد منو نجمه داشتيم يواشکی ميخنديديم! ( حالا به چی يادم نمياد! ) بعد بهم ديگه نگاه کرديم و يهو هر جفتمون از خنده پخش شديم رو زمين! آخه ميدونين منو نجمه بعضی وقتا از ديدن قيافه همديگه هم خنده امون ميگيره!
نجمه پرسيد تو به چی خنديدی؟! منم گفتم به اين که دوباره هر هر کردنای سر کلاس شروع شد! نجمه هم گفت که اونم دقيقا داشته به همين موضوع ميخندیده!
وااااااااااااای یه ترم دیگه هم شروع شد! با همه مسخره بازیا و هر هر کردنا و کلاس دو در کردنا و مسایل خاص خودش! خداييش تو دانشگاه به ما حسابی خوش ميگذره ها!

امروزم يه کلاس ديگه دارم .... کوانتوم ۱


۱. جوون من .... مرگ من .... بگين چه مدلی تو اين وبلاگ کامنت مذارين! تو رو خدا بگين! به قول پسر خاله ام شايان که امسال رفته پيش دبستانی :جوووووووووون مادرتون بگين! البته شايان هميشه به باباش ميگه جون مادرت منو ببر پارک! ( با لحن غليظ و کش دار و ملتمسانه!) باباش هم ميگه من مادرم مرده! التماس نکن!
۲. اين ترم يه درسی دارم به اسم امواج! استادش دوست جون جونی عموی منه! فقط خدا کنه يه نگاهی به ليست بندازه و فاميلی منو ببينه و بگه شما با فلانی نسبتی دارين؟! و من هم هنوز حرف از دهنش بيرون نيومده بگم: بله که داريم! خوبشم داريم!
ولی از شانس من حتما طرف از اونايی از آب در مياد که تا آخر ترم هم به ليست نگاه نميکنه! اي روووووووززززززززززگـــــــــــــــــــــــارررررررررر!
۳. يادتون نره بگين چه مدلی کامنت ميذارين ها!
۴. دعا کنين اين اموزش کاسه کوزه های ما رو نريزه بهم و از اين ۱۷ واحد ما چيزه حذف نشه!
۵. يادتون نره بگين چه مدلی کامنت ميذارين ها!
۶.جديدا چقدر حرف ميزنم!
۷.يادتون نره بگين چه مدلی کامنت ميذارين ها!
۸. من ديگه ميرم فعلا!