تا به حال شده که .........
تا به حال شده که يه کاری رو خيلی دوست داشته باشين ياد بگيرين...... مثلا از خيلی وقت پيشاااااا هميشه دلتون ميخواسته اون کارو بلد باشين .... ولی وقتی که بعد نود و بوقی آرزو به دلی موقعيتش جور ميشه و ميرين دنبالش بفهمين که ذره ای در اون کار استعداد ندارين؟! حالا بماااند که اون کار چی بيد! البته واضح و مبرهن است که خواستن توانستن است! ولی خب بالاخره هر کاری يه iq خاصی رو می طلبه که در وجود هر کسی پيدا نميشه!
از بد روزگار ما هم به کاری علاقه داريم که همه خلايق خدا اعم از اره و اوره و شمسی کوره استعدادشون در اون کار از ما بيشتر بيد!
و در چنين موقعيتی که حسابی خورده تو حالتون به جای اينکه يه نفر هم تشويقتون کنه هميشه به عنوان سمبل بی استعدادی در اين کار به ملت معرفی ميشيد!
و از طرف ديگه خيل عظيمی هم منتظرند تا نتايج درخشان و ثمره تلاش شما رو مشاهده کنن!
ميدونم که همتون الان اين شکلی شدين و دارين فکر ميکنين که اين چه کاريه و چه علاقه ايه که اين همه بلای آسمانی توشه! خب به شما مربوط نيست که اون کار چيه! مهم اينه که تا به حال نشده بود من دست به انجام يه کاری بزنم .... و اتفاقا کمر همت هم بهش ببندم ! و اين جوری ضايع بشم و از شمال و جنوب و مشرق و مغرب بد بيارم!
ولی واقعا من موندم! يعنی تو اين کار بی استعداد تر از من وجود نداره؟!
الان که داشتم بر ميگشتم خونه حسابی تو فکر اين قضيه بودم! همين طوری که داشتم فکر ميکردم يهو پام ليز خورد و خوردم زمين!
تازه الان هم سر زانوم زخم شده! به خودم گفتم : اااااه حواستو جمع کن دختر! و همين جوری که به جمع کردن حواسم فکر ميکردم داشتم از وسط خيابون هم رد ميشدم اولش که شروع کردم به رد شدن از وسط خيابون چراغ قرمز بود و ماشينا وايساده بودن ....... همين که دو تا قدم ور داشتم چراغ سبز شد و ماشينا حرکت کردن! خب فکر ميکنين من چی کار کردم؟! اين قدر که فکرم مشغول فحش دادن به خودم بود که همون جا از وسط خيابون برگشتم تو پياده رو! اگه شما يه وقت ببينين که يه نفر اين حرکت رو داره وسط خيابون انجام ميده فکر نميکنين که دختره احتمالا ديوونه است؟!
بعدش به راهم ادامه دادم ولی همين جوری فکرم مشغول بود! يه دو دفعه ای هم داشتم ميرفتم زير ماشين! آخر سر هم چترم رو کردم تو چشم يه آقاهه! اون آقا هم يه نگاهی به من کرد که از صد تا فحش بد تر بود! اما من توی دلم به جای اين که از کرده خودم پشيمون باشم گفتم : اه چترم چشمی شد!
خلاصه اين که حسابی از اين بی استعدادی خودم به تنگ اومدم! يعنی ميشه يه ذره اين iq خفته من بيدار بشه؟!