بالاخره امتحانا به درک واصل شد و خورشيد زيبای تعطيلات در آسمان زندگی ما درخشيد! عجب جمله ادبی ای بوداااااااااا!
و امروز هم بعد از مدتهای مديد داره برررررررررف ميااااااااد! چه حالی ميده قدم زدن توی خيابون ها و کوچه های پر از برف و يخ! مخصوصا وقتی کفشات حسابی ليز باشن! و عجله ای هم برای رسيدن به مقصد نداشته باشی و تا فاصله ۶۰ کيلومتريت هم هيچ موجود مزاحمی واست فک نميزنه و تنهای تنها هستی! ( آخر غير رمانتيک!) ولی خدايی کيف ميده مگه نهههههه ؟!
اين پست رو به مناسبت ورپريدن امتحانا نوشتم و ميخوام واستون تعريف کنم که تو اين سه هفته چه غلطی ميکردم! البته يکی از اهداف من از نوشتن اين متن اينه که به دوستی! که الان در ديار غربت مشغول امتحان دادنه بگم که : دوست جوووووون! يه ذره امتحان رو بد دادن غصه نداشته بيد! پس من چی بگم که اين ترم افتاده و مشروط و مغبون دو عالمم!
چند روز قبل از امتحانا داشتم دفتر خاطراتم رو ورق ميزدم! که ناگهان متوجه تسلسل تاريخ شدم! ديدم که در ترم های گذشته هميشه توی فرجه امتحانا يه جوری تو دفترم افه ميومدم که انگار شاگرد اولی بيش نيستم! و خلاصه همه درسا رو توپ توپ بلدم! و از همون اول يه برنامه ريزی فشرده واسه خودم ميکردم که همه درسا رو شونصد دفه دوره کنم! اما روزهای بعد رو همش به امور الافی و يللی تللی ميگذروندم! و درس مرس بی خی خی! اون وقت شب امتحان که ميشد همش از اين تريپای به غلط کردن افتادن و فحش پراکنی و اساعه ادب به خود و اينا! که چرا در روزهای گذشته به تحصيل علم و دانش نپرداخته بيدم! بعد از امتحان هم يا شانس اورده بودم و خوب داده بودم يا اين که بد داده بودم و اعصابم خورد بود اينا! هميشه هم يه درس بوده که من هرچی نمرش رو حساب ميکردم به ۱۰ نميرسيده! و خلاصه بعد از امتحانا هم همش راز و نياز و دست به دامن خدا شدن و توبه کردن و از اين صوبتا که ميگن از ترم ديگه بچه خوبی ميشم! درس ميخونم! قول ميدم ديگه اين جوری نشه!
وقتی هم که نمرات به دستمون ميرسيد و من ميديدم که چند نمره زيبای ۱۰ در نامه اعمالم ميدرخشه! هم ميشدم و هم و هم متنبه که از ترم ديگه درس بخونم و ........................ و دوباره ترم بعد روز از نو روزی از نو
بعد از خوندن این خاطرات دل انگيز! لبخندی غرور آميز برلبانم نشست یعنی ترکیب این دو تا & كه گذشت اون روزااااااا و من شاگرد اولي بيش نيستم و درساي اين ترم راحتن و معدلم حتما اين ترم يكي دو نمره ارتقا پيدا ميكنه و ...... و ......... و......... و..........
خب ديگهههه گرفت نتيجه اخلاقي اين پست رو به عهده جوانان برومند اين مرز و بوم ميگذاريم و فقط من به عنوا حسن ختام خدمتتون عرض ميكنم كه : من مغناطيس و كوانتوم و رياضي فيزيك ميييييييفتم! خدا جون غلط كردم! قول ميدم از ترم ديگه بچه زرنگ و درس خون مودبي بشممممم!