ترم جديد هم به سلامتی شروع نشده تموم شد و به زباله دان تاريخ پيوست! ديشب که داشتم حساب ميکردم ديدم که از اين ترم فقط ۲ هفته کلاسای ما تشکيل شده و بقيه اش رو همش تعطيل بوديم! حالا اگه دو هفته تعطيلات عيد رو هم بهش اضافه کنيم به راحتی ميتونيم بگيم که از اول بهمن که امتاحانای ترم قبلی تموم شد تا ۱۴ فروردين ما دقيقا ۲ ماااااااه! تکرار ميکنم ۲ ماااااااااااه! تعطيل بوديم!!!!!!!!!!!!! اون وقت خيلی برای من جالبه که چه جوری و با چه روييي توی اخبار ميگن که ايران رتبه اول توليد علم در منطقه را دارد! ( راستی توليد علم چی چی هست اصلا؟! ) خب البته وقتی که استاد کوانتوم و فيزيک حالت جامد مملکت نصف بيشتر ساعت کلاسش رو به جوک! و خاطرات دوران تحصيل خودش و اخوی هاش در فرانسه! اموزش زبان ترکی از پايه تا کنکور! و اهميت تغذيه نون و پنير و گردو! و از همه مهمتر! احسنت گفتن به خانوم حبيبی به دليل داشتن دو متر و نيم زبون! ميگذرونه هيچ بعيد نيست که توی اخبار هم ادم جوک بشنوه!
البته فکر نکنين که ما از اين وضعيت ناراضييم هااااا! ولی به هر حال در هر شرايط ما بايد غر خودمون رو بزنيم و اعتراضمون رو اعلام کنيم!
مثلا تا همين ترم پيش همش سر اين غر ميزديم که چرا ما يه روز هم تو هفته تعطيل نيستيم و هر روز بايد بکوبيم بريم دانشگاه! اونم مثلا فقط واسه يه کلاس! اما اين ترم که خدا زده پس کله امون و شنبه و ۱شنبه و ۲شنبه از صبح تاشب کلاس داريم و در عوض ۳شنبه و ۴شنبه و ۵ شنبه و جمعه تعطيليم ... نيمه اول هفته رو به غر زدن در اين مورد که چرا اين قدر کلاس داريم و خسته ميشيم و اينا ميگذرونيم و نيمه دوم هفته رو به غر زدن سر اينکه حوصله امون سر رفته و هيچ غلطی برای انجام دادن نداريم! البته اين قدر که ما اول هفته رو به غيبت کردن و ادای استاد و هم کلاسی و اين و اون در اوردن ميگذرونيم فکر ميکنم بهتر باشه که اوقات فراغت اخر هفته رو با استغفار به درگاه خدا و حلاليت گرفتن از خلايق پر کنيم!

خيلی بده که ادم با هزار ذوق و شوق پاشه بياد وبلاگش رو آپديت کنه و بخواد و دو تا خاطره تووووووووپ از دانشگاهشون تعريف کنه ............. ولی يهو يادش بيفته که ... ای دل غافل! فرد مورد نظر که قرار بود به دليل رفتار اش قرار بود راجع بهش بنويسم ممکنه بياد اينجا رو بخونه ( چون ادرسش رو داره! ) ! البته من اسمش رو که نميبرم! ولی چون اعمال گونه فقط از اين ادم بر مياد سه سوت ميفهمه منظورش اونم! و از اون جايی که ما هم دشمن و بد خواه مدخواه زياد داريم و کسی هم نيست که بياد شيکمشون رو سفره کنه! ديگه به شمار دشمنان و حسودان خود نميافزاييم!
لازم به ذکر است که در اون چند خط بالا که داشتم در مورد فرد مورد نظر حرف ميزدم يه نکته انحرافی گذاشتم! يعنی يه تيکه اش رو دروغ نوشتم! تا اگه اين جا رو خوند هيچ رقمه نفهمه که منظورم اون بوده!
ميدونم که الان همتون شدين! ولی چاره چيه!