اگه ميخواين بدونين که چرا اين جا يه هفته آپديت نشد دليلش همانا رفتن حال من تو قوطی بوده و بس!  تازه کلی هم تلاش کردم تا مشکل رو برطرف کنم و حالم رو از قوطی خارج کنم ولی نشد که نشد!  آخه فکرش رو بکنين ...... من ..... دانشجوی سال چهارم که بعد از نود و بوقی برای اولين دفه در تمام عمرم ؛ ترم پيش موفق شدم بترکونم و معدل بالای هفده و نيم بيارم ..... منی که الان به لحاظ شرعی و قانونی ميتونم ۲۴ واحد با هم بر دارم! ... منی که مثلا خبر مرگم ميخوام ترم ديگه فارغ التحصيل بشم ..... منی که اين ترم و ترم ديگه بايد ۳۴ واحد بر دارم تا درسم تموم بشه ...... منی که از اين دانشگاه هيچی نميخوام جز اين که اين ترم و ترم ديگه ؛ هر کدوم ۱۷ واحد بهم برسه تا درسم تموم بشه ...... چرا بايد فقط ۱۵ واحد وجود داشته باشه تا بگيرم؟! تازه اونم ۱۵ واحدی که ۲ واحدش معارفه و ۱ واحدش آزمايشگاه! اون وقت ميمونه ۱۹ واحد برای ترم بعد که همگی اين ۱۹ واحد از اون اختصاصی های خفن بيدن! حالا خفن بيدنشون بخوره تو سر من! همگی اين ۱۹ واحد از اون واحدايی هستن که استاداشون يا فرصت مطالعاتی گرفتن و رفتن خارج! يا بقيه استايد زيرآبشون رو زدن و اخراج شدن! يا خودشون با پای خودشون رفتن! يا هستن ولی ميگن ما سرمون شلوغه نميتونيم درس ارائه بديم!

خلاصه که دو هفته من و نجمه هی يه لنگه پا از اين ور ميدويديم اون ور که جون مادرتون يه کم درس ارائه بدين که ما اين ترم بگيريم! ولی کجا بودن اين رييس گروه فيزيک و معاونت محترم آموزشی؟! هر وقت نميخوايشون هر جا ميری جلوت سبز ميشن! هر وقت کارشون داری نيستن که به صندلی رياستشون تکيه بزنن!

با هزار بدبختی و پرسيدن از شونصد هزار نفر تصميم گرفتيم که درس دو واحدی لايه های نازک رو که يه درس گرايشی هست بگيريم و بندازيمش تو درسای اختياری . حالا بماند که به چه بدبختی فهميديم که ميتونيم اين کار رو بکنيم و مشکلی پيش نمياد!  روز حذف و اضافه شادان دل و نيک بخت رفتم لايه ها رو گرفتم و به خيال خودم مشکلم حل شد! اما خوشحالیم يک ساعت بیشتر طول نکشيد و فهميدم منی که هميشه همه چيز رو دو هزار بار چک ميکنم چه اشتباهی کردم!!!!!!! امتحان درس لايه ها با معارف ۱ تو يه روز و يه ساعت بود!

حالا هی بدو بدو اين ور ...... بدو بدو اون ور که باباااااا شما که درس ندارين ارائه بدين ؛ خب به جهنم! اينی که هست رو تاريخ امتحانش رو عوض کنين! ولی همشون ميگفتن که : اييييييی خانوم! دانشجو بوده که دو تا اختصاصی رو با هم امتحان داده! شما نميتونی معارف رو با يه اختصاصی امتحان بدی؟!

خلاصه که با هزار بدبختی راضيشون کرديم که درخواست ما رو تو شورا مطرح کنن هر چند که ميدونم گولمون زدن و به حرفمون گوش نميدن و آخرشم بايد دو تا امتحان رو با هم بديم!  اون روز ؛ خسته و کوفته و دست از پا درازتر رفتيم انجمن ؛ در حالی که حسابی دماغمون به خاک ماليده شده بود  نجمه گفت غزاله يه آهنگ شاد بذار حال کنيم! منم اين آهنگ رو گذاشتم و يهو متوجه شدم که متن اين ترانه عجيب وصف الحال ماست!

خطاب به اون اساتيد مسئولی که اين کارا دست اوناست ولی اين روزا هرچی ميگردی پيداشون نميکنی :

آفتاب نشی باز بری زير ابرا ... مرواری نشی بری ته دريا ... رودخونه نشی بری قاطی سيلا ...

خطاب به درسهای ارائه شده :

پريزاده نشی گم شی( يعنی ارائه نشی) ... نری عزيز مردم شی(يعنی به بقيه برسی اما واسه من ظرفيت تکميل بشی! )  ...نری سفر ازم دور شی ... نری با دشمنام جور شی ... ( اين دو تا هم همون معنی قبل رو ميده!) يه وقت وصله ناجوررشی! ( يعنی با درس ديگه تداخل پيدا نکنی!!!)

بازم خطاب به استادا :

نری پروانه شی پرواز کنی ...( يعنی تو اتاقت نباشی و هر چی ميگرديم هيچ جای دانشکده پيدات نکنيم!)  واسه من بی مهری آغاز کنی ... ( هر چی بهت ميگم تاريخ امتحان رو عوض کن به حرفم گوش ندی! )

خطاب به واحدا و کلا برنامه درسی اين ترم :

دلم از دست تو بيچاره شده ... آخه تا کی تو ميخوای ناز کنی؟! ... بگو تا کی تو ميخوای ناز کنی! ( احتمالا تا وقتی منو سکته بده! )

و البته بر همگان واضح و مبرهن است که چون همه اين اتفاقا افتاده پس :

واويلا ... واويلا!

واويلاااااااا واويلا!

پ.ن : اين اولين باريه که موقع نوشتن يه پست خودم از دست خودم خنده ام گرفت!