بعضی وقتا تو بعضی موقعيت ها تصميم گيری اينقدر سخته که با خودم فکر ميکنم ؛ چقدر خوب بود  آسمون سوراخ ميشد و از اون بالا يکی ميفتاد  پايين و بهم ميگفت چی کار کنم!  بالاخره يه جوری ميشه سر و ته اين سر در گمی رو هم آورد . هر چی باشه خدا اون عقل رو الکی نذاشته تو کله ما! به خاطر وجود همين عقل هم هست که به ما اختيار داده و راه درست اينه که همه جوانب رو بسنجی و بعدش به خدا توکل کنی و بری تو دل کار ....

اما بعضی وقتا هم قضيه به اين مفتی ها حل نميشه ... اونم موقعيه که پيش خودت فکر ميکنی که طرز فکرت ؛ ديدت نسبت به زندگی و درکت از مسايل اطرافت درست هست يا نه ... اين شک موقعی به وجود مياد که يکی يه حرفی بهت ميزنه ... تو نمی دونی که حرفش درسته يا نادرست ؛ شايدم اصلا حرفی که ميزنه با اون چيزايی که تو ذهنت قبولشون داری به طرز کاملا خفنی در تضاد باشه! اون موقع اگه به خودت و فکرت اطمينان داشته باشی بنای کل کل رو ميذاری!  با وجود اين که دقيق نميدونی که حرفاش درسته يا نه اما چون با تو و پيش فرض های ذهنيت نميخونه هر انگی که به ذهنت ميرسه بهش ميچسبونی اما ...

اما بعد از يه مدتی ... يه روزی ... يه جايی ... از خودت می پرسی نکنه اون راست بگه؟!  نکنه بر عکس اون چيزی که من هميشه فکر ميکردم؛ اون سطح درک خيلی بالايی از مسايل داره و من از شدت ابلهی و نادونی حرفاشو نميفهمم؟!  نکنه ...

يه داستانی هست که استاد کوانتوممون برامون تعريف کرده ... داستان توی يه دنيای دوبعدی اتفاق ميافته ؛ همه اشيا و همه اشکال دو بعد داشتن ؛ يهو يه نفر ادعا ميکنه که دنيا همين نيست که ما ميبينيم! بعد سوم هم وجود داره! هيچ کس حرفش رو قبول نميکنه و اون برای اثبات ادعاش يه کره مياره اون جا ... اون موجودات دو بعدی که درکشون در همون حد بود به جای کره يه نقطه ميبينن که هی بزرگ ميشه ؛ دايره ميشه ؛ بازم دايره بزرگتری ميشه بعدش دايره هه هی کوچيک ميشه و آخرشم نقطه ميشه!

حالا حکايت ماست! با يه آدمی سر و کار دارم که از يه دنيای سه بعدی حرف ميزنه ؛ از کره ها و مکعب ها و استوانه هايی که چشمای ما ابلهان استعداد ديدنش رو نداره!  البته من يه جاهايی قبولش ندارم ... چون نود درصد حرفاش بر محور نفهمی بقيه بنا شده نه بر محور کره ها و مکعب ها و استوانه های ناديدنی ... هميشه خودمو قانع کردم که اين اشکال سه بعدی وجود ندارن و اون آدم يه جورايی خل و چله! ولی امروز از خودم میپرسم يعنی حق با کيه؟!

به نظر شما ... تو اين شرايط چه جوری ميشه به حقيقت رسيد؟! از کجا ميشه فهميد که اون آدم راست ميگه يا داره بلوف ميزنه؟!

پ.ن : شاد و پر انرژی باشيد