قبل تر ها وقتی آپديت ميکردم يا وقتی که وبلاگ های ديگه رو ميخوندم و براشون نظر ميذاشتم يا وقتی کامنت های ديگران رو تو وبلاگ خودم می ديدم کيف ميکردم ...

اما حالا دير به دير آپديت ميکنم و به کسی هم سر نميزنم ... نه که تنبل شده باشم يا سرم شلوغ باشه ... نه ...

اصلا ديگه حوصله ندارم ؛ ديگه وبلاگ نويسی بهم اون حس قبلی رو نميده ... ديگه موقع پرسه زنی تو پرشين بلاگ احساس نميکنم که چيزی بهم اضافه شده ...

شايد شما هم تو وبلاگ هاتون کامنت های يه دختری رو ديده باشين که دانشجوی کارشناسی ارشد بود و پايان نامه اش در مورد وبلاگ نويسی بود و ميگفت : در وبلاگ هايی مينويسيم که صد سال تنها بودنمان را به رخمان ميکشد ... ايران رتبه چهارم وبلاگ نويسی در دنيا ... چرا؟!

شايد هم راست ميگفت ؛ شايد واقعا وبلاگ نوشتن يه راه فرار باشه از اون سايه تنهايی که کم و بيش روی سر همه ما افتاده ...

وقتی که به گذشته نگاه ميکنم می بينم که روزگاری که اين جا برای من خيلی مهم شده بود و کلا باهاش حال ميکردم دقيقا همون موقعی بود که احساس تنهايی بيشتری ميکردم ؛ يعنی حرفايی داشتم که ميخواستم بزنم ولی کسی بهشون گوش نميداد ؛ يا به دليل مسايلی که پيش اومد و همه چيز و همه کس رو بهم پيچوند و فکر همه دوستام رو به خودش مشغول کرد احساس ميکردم که پيش اونا جايگاهی ندارم ... واسه همين هم رو آوردم به وبلاگ نويسی ...

خيلی وقت ها هم مينوشتم تا بقيه رو از اتفاقای شيرين و خنده داری که برام پيش اومده بی نصيب نذارم !

اتفاقا تو اين گير و دار با آدمهای زيادی هم آشنا شدم ... چيزهای زيادی ياد گرفتم ؛ نکته هايی که قبلا نميدونستم ...

اما امروز ...

اما امروز من ديگه اون غزاله قبل نيستم ... خيلی عوض شدم ... قوی تر و با اعتماد به نفس تر شدم ... تو هر شرايطی هم که باشم گليمم رو از آب بيرون ميکشم ... ديگه مثل اون وقتا به وجود آدمای ديگه وابسته نيستم که اگه تاييدم نکردن و به حرفم گوش ندادن فورا خودمو ببازم و از دنيای حقيقی فرار کنم و پناه بيارم به دنيای مجازی ... يه جورايی مستقل شدم!

شايد به همين خاطره که وبلاگ نويسی بهم اون حس قبل رو نميده ... شايد هم به قول نجمه همين جوری الکی وبلاگ زده شدم و بعد از يه مدتی درست ميشم ؛ نميدونم ...

اما ميخوام يه مدتی نباشم ... ميدونم که زود دلم تنگ ميشه و بر ميگردم ولی ميخوام يه مدتی نباشم تا وبلاگ نويسی از روی اجبار و عادت نباشه ... از روی عشق باشه

عشق به دنيای مجازی و آدم های مجازی ؛ مثل دنيای حقيقی و آدمهای حقيقی که هميشه عاشقشون بودم و هستم ...

پس تا روزی که با انرژی و سرشار از انگيزه برگردم