يکی از اساتيد گرانقدری که از همه بيشتر باهاش سر و کار داشتيم دکتر م ه .و  بود .شايد تعجب کنين که چرا نمی گم دکتر م. و ( چون معمولا فقط يه حرف از اسم و يه حرف از فاميلی رو ميارن ) دليلش اينه که اين جناب دکتر يه داداشی داره به اسم    دکتر م ج . و  و من نميخواستم اين دو تا با هم اشتباه گرفته بشن چون از نظر درس دادن و سطح سواد و حس مسوليت پذيری تومنی هفتصد نار با هم تفاوت دارن

دکتر م ه . و در طول سه ترم استاد چهار تا از اصلی ترين درس های ما بودن به نام های : کوانتوم ۱ / کوانتوم ۲ / فيزيک حالت جامد۱ / فيزيک حالت جامد۲

و به لطف و مرحمت ايشون از اين ۴ درس نمره های خوبی گرفتيم ولی يک کلمه هم نفهميديم! ( شعبده بازی نيست ؛ همه ماجراييه که قبلا گفتم . استاد و دانشجو دست به دست هم ميدن تا پروژه ماست ماليزاسيون به خوبی و شايستگی انجام بشه! )

دکتر م ه .و در طول اين سه ترم فقط و فقط يه جمله درست و حسابی از دهنش در اومد ( البته اون عادت داشت هر چيزی رو بيست بار در موقعيت های مختلف تکرار کنه! )

اون هميشه می گفت : فرانسوی ها يه ضرب المثل دارن که می گه :

قدرت در تعادله

به نظر شما ضرب المثل قشنگ و با مفهومی نيست؟! من فکر ميکنم حق بدجوری با فرانسوی ها ست! کسی که عادت به پرت کردن خودش از اين ور يا اون ور پشت بوم نداشته باشه از همه قدرتمند تره!