جام جهانی هم بالاخره تموم شد. بازی های قشنگ از مردان بزرگ .... بعضی وقتا اين فوتبال هم ميتونه پيام های جالبی داشته باشه ها! مثلا از نام های بزرگ نترسيدن ؛ اعتماد به نفس داشتن و از همه مهمتر نا اميد نشدن وقتی که گل ميخوری.  يا اين که بعضی وقتا بعضی چيزا پيش مياد ديگه. حالا ميشه گذاشت به حساب بد شانسی يا هر چيز ديگه . مثلا همين ايتاليا که قهرمان شد همون تيمی بود که به خودش گل زد! حتی قهرمان ها هم ممکنه گاهی اشتباه کنن ....

الا خيلی مقاله ها توی اينترنت هست که اون عمل زيدان رو تحت بررسی قرار دادن. همه ميخوان بدونن که چی شده که زيدان با کله اش زد تو سينه ماتراتزی. البته قبل از اين که زيدان بخواد در اين مورد اظهارنظری بکنه يا کسی بخواد واکنشی نشون بده ايرانيا فهميدن ماجرا از چه قرار بوده! اس ام اس ها حاکی از اين بود که زيدان گفته : مرتيکه ايتاليايی عوضی به من گفت علی دايی!

البته من تو سايت ياهو خوندم که انگار ماتراتزی به زيدان گفته تروريست کثيف

به هر حال هرچی که بود و نبود تموم شد! به نظر من يکی از قشنگ ترين صحنه های جام لگدی بود که کعبی زد تو صورت فيگو! و از اون جالب تر قيافه فيگو بود که ديد داور اصلا خطا نگرفت!  يه صحنه باحال ديگه هم وقتی بود که تو بازی ايتاليا و آلمان توتی يا لونی ( دقيقا يادم نيس ) پريد رو کول بالاک! واقعا نميدونم هدفش از اين کار چی بود! بالاک هم نامردی نکرد و يه جا خالی داد تا طرف با مغز بياد رو زمين! يا وقتی که ريکاردو اومده بود جلوی دروازه حرف تا گل بزنه! واااااااااای که اگه ريکاردو گل می زد چی ميشد!!!!!!

شما فهميدين کريستيانو رونالدو چه جوری داور رو تحريک کرد تا رونی اخراج بشه؟!  البته بايد منتظر باشيم و ببينيم که رونی چه جوری تهديدش رو عملی ميکنه!

به هر حال بازی های قشنگی بود . هر چند عملکرد تيم ملی ما در حد آبروريزی بود!  خيلی دوست دارم بدونم چرا علی کريمی با اون همه دبدبه و کبکبه! ( درست نوشتم؟!) هيچ کاری واسه تيم ملی نکرد؟!

ای کاش ميشد اين اسکولاری رو واسه ايران بيارن! خيلی مربی خفنيه به خدا!

به هر حال اين جام جهانی هم تموم شد و ما مونديم و شب های بلند و گرم تابستون  يه سريال جديد و مزخرف گذاشتن به جای بازی های آخر شب جام جهانی. اسمش نرگسه . از اون سريالا که از شدت کليشه ای بودن رو به انفجاره!  يه دختر خوب و مهربون و عاقل و تحصيل کرده و همه چيز فهم و دارای کليه صفت های والای بشری!  يه خواهر پر شر و شور خلاف و بی تربيت و بی فرهنگ و بی ادب و بی هنر و سرشار از رذايل اخلاقی!  يه مادر زحمت کش که از صبح تا شب خياطی ميکنه و اتفاقا بايد عمل هم بشه که طبق معمول پول عمل رو هم نداره! و يه عموی پولدار که ميخواد اينا رو از خونه بيرون کنه! و يه پسر کارخونه دار و پول دار که داداش دوست نرگسه و حتما آخر فيلم با نرگس ازدواج ميکنه!

من نميدونم با اين همه خلاقيت و نو آوری که تو اين سريال داره فوران ميکنه چی کار بايد بکنم!