مصاحبه در مصاحبه

1. هنوز چند لحظه از نوشتن پست قبل نگذشته بود که خبر موافقت شدن با ارتقای شغلی ام رو شنیدم. خب، خبر خوشحال کننده ای بود. اما من ترجیح می دادم که در سازمان دیگه ای که مصاحبه کرده بودم پذیرفته بشم. چند ماهه که معطل این سازمان هستم و بی اغراق دست و دلم به رزومه فرستادن به هیچ جای دیگه نمی ره! همون اول مصاحبه تخصصی قبول شدم اما در یک حرکت ناجوانمردانه و کاملا مغرضانه در مصاحبه عمومی رد شدم! یه رد شدن سوری. یعنی چون پارتی نداری برو پی کارت! از اون روز همش نامه و ایمیل و تلفن می زنم که یه بار دیگه بررسی کنید. حالا مدیرعامل باید در این خصوص تصمیم بگیره. هر نذری که به ذهنم رسیده کردم. هر چند می دونم که در زمینه ادا کردن نذر بنده بد قولی بودم. اما امیدوارم که خدا یه نظر لطفی به من بکنه و به دل مدیرعامل بندازه که موافقت کنه.

2. فردا یکی دیگه می ره مصاحبه و من الان دارم از دلشوره می میرم! اگه قبول بشه، یکی از بزرگترین دغدغه های الان من برطرف میشه. و اگه قبول نشه حالا حالاها باید با دلشوره سر کنم. خدایا تمومش کن! یه جور خوب تمومش کن!

3. جمعه تولدمه. این همون تولد موعوده که چند ساله منتظرشم.

/ 0 نظر / 2 بازدید