ترم نامه!

با وجود اين که قائدتا امروز بايد در مورد امتحانا بنويسم ولی دلم نميخواد اين کارو بکنم! و ميخوام پستی در زمينه اين که ترم گذشته خود را چگونه گذرانديد بنويسم! 01.gif يادش به خير اون موقع که وبلاگ بلفی و لي لی بيت داشتيم من يه دفه گفتم هر ترم که ميگذره جلف بازيای ما وارد مرحله جديدی ميشه! 16.gif خب اين حرف چندان هم دور از واقعيت نبود! چون هر ترم يه چيزی........ يه ماجرايی ......... چه ميدونم يه هدفی! محور و پايه و اساس هر هر و کر کر های ما بود! و وقتی وارد ترم جديد ميشديم اين محور هم جهت دورانش عوض ميشد!30.gif بعضی وقتا ...... وقتی که با بچه ها ميشينيم و خاطراتمون رو مرور ميکنيم حسابی عرق شرم بر پيشونيمون مي شينه! 08.gif و از خودمون مي پرسيم يعنی ما اون موقعها اين قدر ........ بوديم؟! لطفا خودتون نقطه چين رو با کلمه مناسب پر کنين!04.gif اصلا باورم نميشه که در عرض اين مدت کوتاه همه ما اينقدر عوض شده باشيم! اينقدر که از تفريحات و سرگرمی های يکی دو سال پيشمون خندمون بگيره!18.gif
بگذريم ............ اون موقعها که ما سال اول بوديم خيلی پيش ميومد که دور هم جمع بشيم و چرت و پرت بگيم! خيلی بيشتر از الانا!09.gif اون وقتا هميشه ميگفتيم وقتی که ما بريم سال سوم نجمه ازدواج ميکنه! اون وقت يه روسری زرشکی گل منگلی سرش ميکنه و در حالی که ابروهاش رو نخ کرده! و موهاش رو هم زرد کرده! به همراه يه حلقه قلمبه طلا زرد! و با کفشهای تق تقی پاميشه مياد دانشگاه! و هميشه فکر ميکرديم که چقدر اون روز بخنديم ماااا!18.gif
ولی تا به امروز که نصف سال سوم تموم شده هنوز هيچ فردی پيدا نشده که پاره سنگ ور داشتن عقلش به حدی باشه که بخواد با نجمه ازدواج کنه!26.gif نجمه هم تا کنون موفق نشده مخ هيچ کس رو بزنه! حالا هر چی من بهش ميگم بابا جون! يه ذره از اين سريال در پناه تو عبرت بگير! ببين اين دختره چيکار ميکنه که همه تو دانشگاه واسش غش ميکنن! يه کمی مثه اين دختره اخلاقت رو هاپويی کن! مگه گوش ميکنه به حرف من؟!
28.gif
اين ترم با حضور فردی که اگه من اونو ببينم پر و دمش و مي چينم آغاز شد! 18.gif فردی با اين قيافه : 19.gif ! با وجود اين که بودن اين آدم 19.gif به هيچ کدوم از ما به غير از نجمه ربط نداشت ولی خب يه جورايی هم روی همه ما اثر گذاشت! با وجود اين که خودش اين شکليه 19.gif ولی تاثيرات حضورش به اندازه سوناميه!خلاصه کل اين ترم به بحث های روانشناسي راضيه و زهره در اين مورد گذشت! بحث هايی که نه سر داشتن و نه ته! و هنوز هم به نتيجه نرسيدن! 20.gif
اين ترم توی دانشکده ما از در و دیوار حس لاو ميريخت!
07.gif به هر طرف که مينگريستی بلبلان عاشق ميديدی که بر شاخسار طرب جيک جيک ميکردن!
يکی ديگه از اتفاقايی هم که افتاد اين بود که خيليا حسابی متحول و به قولی کن فيکون شدن! فرهنگ پيدا کردن! داخل آدما شدن! دم در آوردن! خب اگه من ميفهميدم که اين چه انگيزه ييه که جوونای مردم رو اين جوری متحول ميکنه خيلی خوب ميشد!
يکی ديگه از اتفاقای مهم ديگه ای هم که افتاد اين بود که نجمه و زهره انجمنی شدن! کلی مهم شدن! ديگه همه ميشناسنشون! خلاصه اين که اين نجمه بالاخره بين المللی شد و ديگه فکر ميکنم هيچ ننه قمر فيزيکی نمونده باشه که يه تريپ با نجمه هر هر نکرده باشه! بالاخره خانوم حبيبيه ديگه! چی کار ميشه کرد!13.gif
اين راضيه هم يه پا واسه خودش نقاش شد! بابا هنررررررررررمند! 10.gif
اين ترم يکي از بچه هامون هم کم شد! يکی از پسرامون رفت امريکا! فکر ميکنم ديگه لازم نباشه عين اين سريال های درپيت تلويزيون واسش آرزو کنم ايشالا هر جاست خوب و خوش و سلامت باشه! 26.gif چون اون خودش الان مشغول فعاليت های حالی به هوليه و احتياجی هم به آرزوی کسی نداره!
به هر حال ترم بدی نبود! پر از آدمهای جديد و بود اتفاقای تازه! که ميشه از روش يه سريال ساخت! خدا ترم ديگه رو به خير کنه!

/ 0 نظر / 7 بازدید