چهارفصل من بهاره

گاهی اوقات آهنگ ها، خاطرات خاصی رو در ذهن ما تداعی می کنن...

دیشب هوا بارونی بود. احمدرضا آهنگهای محسن چاوشی رو توی ماشین گذاشته بود. یه آهنگی داره محسن چاوشی به اسم ها. همون آهنگی که می گه:

مثل گنجشکی که ، زیر برفا مونده
همه ی دلتنگیم ، پیش تو جا مونده
یه نفر اینجاست که  تو رو دوست داره هنوز
که تو چهار فصل دلش ، برف می باره هنوز
یه نفر منتظره تو بهارش باشی
تا کنارت باشه تا کنارش باشی
یخ زدن دستای من ، زل زدم به رد پات
دستامو ها میکنم ، کو اجاق خنده هات
شاخه ها خشکیدن ، ریشه هام از دردن
شونه هام میلرزن ، استخونام سردن
یه نفر اینجاست که ، تو رو دوست داره هنوز
که تو چهار فصل دلش ، برف میباره هنوز
رد چشمامو نگاه کن ، دستامو بگیر تو دستات یخ این دستمامو وا کن
خنده هات سبزه عیدن خنده هاتو دوست دارم ، من و با خنده صدا کن
با یه ذره مهربونی ، منو و پر کن از جوونی کی بهارو دوست نداره
عزیزم خودت میدونی فصل،فصل تو که عشقه ، چهار فصل من بهاره

عزیزم خودت میدونی ...

یادم اومد وقتی که مجرد بودم و این آهنگ رو گوش می کردم، اون قسمتی که می خوند: "یه نفر منتظره تو بهارش باشی، تا کنارت باشه تا کنارش باشی"خیلی دلم می خواست یه همراه و همسفر توی زندگیم داشته باشم تا همیشه و همه جا کنار هم باشیم. دیشب که دوباره این اهنگ رو گوش دادم، از ته دلم خدا رو شکر کردم که همسر مهربونی رو قسمت من کرد. امیدوارم همه دوستام که هنوز مجرد هستن، خیلی زود همسفرشون رو پیدا کنن.

/ 0 نظر / 5 بازدید