عقل کشیده!

یکی از موارد مبهم زندگی من این بود که دندونهای عقل من کجا هستن؟ اصلا دندون عقل دارم یا ندارم؟! می دونم که پیدا کردن جواب این سوال خیلی راحته و کافیه یه عکس از فک گرفته بشه اما من هیچ وقت دلم نمی خواست جواب این سوال رو بدونم چون ممکن بود به انجام جراحی ختم بشه.

اما بعد از درد گرفتن لثه ام و اینکه حس کردم دندونای فک پایینم چیزی حدود یک دهم میلیمتر جا به جا شدن (!) سریعاً از فکم عکس گرفتم که تا بیشتر از این خرابی به بار نیومده اقدامات اصلاحی رو انجام بدم. عکس نشون داد که من هر چهار دندون عقل رو دارم که دوتای بالایی صاف هستن و فعلا خطری ندارن اما دوتای پایینی افقی هستن و دارن به طرز خطرناکی به ریشه دندونهای بغلی فشار می یارن. عکس رو که به دکتر نشون دادم، بهم گفت باید همشون درآورده بشن. هرچند فقط پایینی ها خطر بهم ریختن  بقیه دندونهام رو دارن. سه شنبه گذشته نوبت جراحی ام بود.

دنداندپزشکی که پیشش رفته بودم از این دکترهای بی تفاوت بود. از اینایی که اینقدر توی کارشون حرفه ای شدن و اینقدر مریض داشتن که دیگه مریض با آجر دیوار براشون تفاوتی نمی کنه و جواب سلامش رو هم نمی دن!

کم مونده بود روی کیت دندون پزشکی (درسته؟) سکته کنم از بس ترسیده بودم. لحظه بریدن لثه رو اصلا نفهمیدم اما بعدش دکتر با یه وسیله ای افتاده بود روی فک من و هی فشااااااااااار می داد اما دندون در نمیومد. منم که حس می کردم عن قریبه که فکم خورد بشه مظلومانه آخ و اوخ می کردم. بالاخره با فشارهای دکتر و تلاشهای دو پرستار، دندون مورد نظر از فک دراومد. الان بعد از گذشت چهار روز از جراحی، هنوز صورتم متورم، کبود و کج هست و دهنم بیشتر از یک سانتیمتر باز نمی شه. نمی دونم با این وضعیت، دکتر چطور می خواد روز سه شنبه دستش رو توی دهنم بکنه و بخیه رو بکشه؟!

فردای روز جراحی، یعنی چهار شنبه شب برای کنسرت محمد علیزاده بلیط گرفته بودیم. این اولین باری بود که من و احمدرضا کنسرت می رفتیم و تجربه خیلی جالبی بود. ملت جو زده و همیشه در صحنه چنان جیغ می کشیدن و بالا و پایین می پریدن و هیجان می دادن که انگار چه خبره! به هر حال اینقدر تجربه جالبی بود که وقتی شب برگشتیم خونه، سریع رفتیم سراغ اینترنت که ببینیم دیگه چه کنسرتی می تونیم بریم! حالا تصور کنید که من با این فک کج شده چطوری داشتم همراه جمعیت آهنگها رو می خوندم!

/ 0 نظر / 49 بازدید