آستارانامه+ اردبيل نامه ! ( قسمت سوم و آخر!)

آره ؛ هنوزم يادم مياد که قرار بود که اين سفرنامه يه هفته ای تموم بشه! حداکثر بين هر پستی يه روز فاصله! 33.gif ولی خب چه ميشه کرد!روزهای زندگی عينهو جن از جلوت رد ميشه و تو همين جوری هاج و واج تو کف سرعتش ميمونی! 11.gif
اين پست يه جورايی سنجش آی کيو به حساب مياد چون بايد کلی حافظه ام رو زور زورکی به ياری بگيرم تا تصاويری چند! به خاطر بيارم! 13.gif

بعد از صرف اون نهار لذيذ 26.gif در آلونکی پر از زنبور و ساير حشرات و با همراهی جوانان غيور اون مرز و بوم راهی سرعين شديم! سر عينی که ۲۰ سال پيش که مامان و بابام ديده بودن چيزی جز يه ده با چند تا چشمه نبود! اولا که جمعيت عين مور و ملخ از سر و روی هم بالا ميرفتن! يه نگاه که به دورنمای ده مينداختی فکر ميکردی که اين خطه از ايران بورس مايو ميباشد!!!!!!! همين جوری از در و ديوارسرعين مايو های زنانه و مردانه در طرح ها و رنگ های مختلف و متناسب با هر سليقه ای آويزون بود! 18.gif ديگه حوله و ليف و صابون و سنگ پا که جای خود داشت! اون چشمه ها که تعريفشون رو شنيده بودم جاشون رو داده بودن به مجتمع های آب درمانی! که يه استخر گنده بود مثل همه استخر ها که ميگفتن با آب چشمه پرش کردن! ( آره جون خودشون! )28.gif البته يه جايی هم بود به اسم گاو ميش گلی که ميگفتن حالت سنتی خودشو هنوز حفظ کرده ... فکرشو بکنين يه ده که قدم به قدم توش هتل های ۲۰-۱۰ طبقه با سنگ گرانيت و شيشه های رفلکس و از اين جور چيزا باشه! خلاصه که سرعين مالی نبود و يه ظرف گنده عسل وحشی از اون جا گرفتيم و همانند سه انسان کاملا شل و پر! به سمت آستارا راه افتاديم! 30.gif

فردای اون روز تصميم گرفتيم که بريم اسکله تفريحی آستارا رو پيدا کنيم ... فکر ميکنم اسمش صدف بود که چند کيلومتر از آستارا دور تر بود . سر راهش يه درياچه خيلی خوشگل قرار داشت به اسم درياچه استيل که اون آقای راننده ميگفت پارسال به طرز حيرت آوری پر از قو شده بوده! 09.gif07.gif10.gif حالا فکر ميکنين که در مقابل چنين منظره زيبايی مردم و مسئولان گردشگری و اينا چه عکس العملی از خودشون نشون دادن؟! 33.gif مسئولان که در مقابل اين پديده زيبا هيچ واکنشی نشون ندادن و مردم هم رفتن هر جور شده تفنگ گير آوردن و شروع کردن به شکار قو! 02.gif خلاصه که هر چی قو بوده کشتن! حالا چرا؟!چون شنيدن که گوشت قو خوراکيه! ولی بعد از اين که هر کس به اندازه مصرف گوشت يه سالش قو شکار کرده تازه دوزاريشون افتاده که درسته که گوشتش خوراکيه ولی بوی خيلی بدی ميده! 26.gif و در نهايت همشون رو ميريزن دور! 17.gif

دريا که دريا بود و هيچ چيز خارق العاده ای به حساب نميومد . ولی ساحلش پر از گاو بود! گاوهايی به رنگ سفيد و کاملا بی صاحب که با طيب خاطر بين مردم به گشت و گذار میپرداختند! 18.gif اما يه کم اون ور تر يه جايی مثل جنگل بود که ما هم يه غلطی کرديم و گفتيم اون جا رو هم ببينيم! خلاصه از دور که نگاه ميکرديم ميديديم که يه چيزای سفيدی همين جوری عين نم نم بارون داره ميريزه زمين! فکر کرديم که لابد بذر افشانی درخت هاست و اينا!!!! ولی اون سفيدا کرم بودن!کرم هايی سفيد و تپل و پشم آلو تقريبا شبيه هزار پا! ولی پاهاشون از هزار تا کمتر بود! 15.gif ما وقتی متوجه اين نکته شديم که وسط جنگل وايساده بوديم و همين جوری کرم بود که روی سر و صورتمون ميريخت! 15.gif يکی از اين کرما بين صورت من و روسريم گير کرده بود و من همين جوری بالا و پايين میپريدم و ميگفتم بابااااااااااااااااا اينو ور دار!!!!! ( البته اين جمله رو با جيغ نميگفتم ولی خب لحنم معمولی هم نبود! ) بابا هم هر کاری ميکرد نميتونست کرمه رو برداره! ( به دليل بالا و پايين پريدن من! ) و بعد از اين اتفاق فورا يه تاکسی گرفتيم و فرار کرديم به سمت هتل! شب هم باز توی هتل عروسی بود ولی نميدونم چرا تو اين عروسی از اول تا آخرش آهنگ های سياوش قميشی رو گذاشته بودن! 20.gif

فردای اون روز که در حقيقت روز آخر مسافرتمون بود رفتيم بازار آستارا که اسمش بازارچه ساحلی بود . من نميدونم اين مرز ايران با چين کجاست که هر جا ميری از جنوب و شمال و شرق و غرب و وسط با جنس هاشون مواجه ميشی؟! اين بازار هم معدن جنس چينی بود! من که هميشه خيلی سخت خريد ميکنم يهو جو گير شدم يه عالمه خريد کردم! که خب البته قيمت هاش هم واقعا مناسب بود 35.gif ديگه نزديکای غروب که بود هی بابام ميگفت بياين بريم برای آخرين بار دريا رو ببينيم و من ميگفتم نههههههه من هنوز کفش نخريدم! 18.gif09.gif28.gif

اتوبوس برگشتمون هم خيلی خوب بود . فقط اينقدر تهويه اش هوای سرد در ميکرد که هممون سرما خورديم و ساعت ۲ نصفه شب برای صرف شام نگه داشت! و بعدشم يه فيلم هندی گذاشت که تا خود صبح اين قدر اين آميتا پاچان حرف زد که نذاشت يه لحظه بخوابيم! 24.gif

و اين بود پايان ماجرا و ديگه هم ادامه ندارد! لطفا بيخودی اصرار نکنين! 14.gif

 

درياي آفتابي!

 

/ 0 نظر / 7 بازدید