صف!

اول از همه شهادت امام حسين (ع) رو به همه تسليت ميگم................ هر چند که يه چند روزی ديره!
حتما همتون ميدونين که روز تاسوعا و عاشورا مردم يه پاشون تو عزاداری هاست و يه پاشون هم در معقوله نذری دادن و بالاخص نذری گرفتن گيره! 09.gif اين پست من هم در زمينه همين نذری گرفتن و معضلات ان ميباشد! 22.gif
يه رستورانی نزديک خونه ما هست که هميشه ظهر تاسوعا قيمه نذری ميده . و از اون جايی که غذاش هم خيلی خوشمزه ست و هم بهداشتی درست شده خيلی از مردم همه ساله در چنين روزی اون جا گرد هم ميان تا نذری بگيرن و يکی از اين مردم شريف اينجانب ميباشم که دو سه ساله که ظهر تاسوعا اون جا حضور بهم ميرسونم! 04.gif البت اين رستوران يه کمی لفتش ميده و مردم هميشه بايد يه ذره توی صف وايسن! و از اون جايی که بالاخره جامعه اسلاميه دو تا صف مردونه و زنونه اونم در جهت های مخالف جلوی در رستوران تشکيل ميشه! 18.gif اما امسال يه کمی کارشون بيشتر از يه ذره طول کشيد و مردم حسابی معطل شدن! و ادامه متن ديده ها و شنيده های اينجانب است در مکان فوق الذکر!
از اون جايی که وايساده بودم ميتونستم کاملا صف مردا رو ببينم! همشون مثل يه پارچه آقا! و يا حداقل مثل بچه ادم سرجاشون وايساده بودن! نه کسی خارج از صف وايمساد و نه کسی جلوييش رو هل ميداد و نه اصلا کسی با کسی حرف ميزد! و فقط همگی عنر عنر وايساده بودن! 18.gif اما تو صف خانومااااااااا!!!!!!!!!!!!!!! 15.gif
يه خانوم پيری پشت سر من وايساده بود و داشت يه بند حرف ميزد! به قول استاد کوانتوممون ايشون هم يک خواهر چانه اهنين بود! 18.gif ميگفت :

* نميدونی خواااااااااااااااهر!(خواهر بغل دستيش رو ميگفت!) اون خونه هه رو ميبينی؟! همون که درش بزرگ و سبزه دیگه! اگه بدونی اون جا چه قورمه سبزیایی میدن! تاااااااااااازه چند تا خونه پایین تر هم فردا چلوکباب میدن!
32.gif الان يه کاميون اومد تو این خيابون ...... فقط بارش خورشت قيمه بود!!!!!!!! همين خيابون پشتی هم الان دارن قيمه ميدن! اصلا صف نيست اون جا ها! اخه ميدونی من که اصلا نيومدم اين جا غذا بگيرم! 20.gif بچه های خواهرم سر زده از کرج پاشدن اومدن خونه ما! منم همون جا بهشون گفتم حالا که سر زده اومدين برين روزيتون رو از تو خيابون جمع کنين با خودتون بيارين! 18.gif الان هم بچه های خواهرم جلوی صفن! به من ميگن خاله بيا وايسا جلو ولی من ميکم نهههههههههههههه نهههههههههههههه حق مردم پايمال ميشه! ( لازم به ذکر است که همين خانومه لحضاتی بعد از شرافتمند بودن پشيمون شد و رفت پيش بچه های خواهرش! 03.gif )

حالا تمام اينا رو با داد ميگفت! هر وقت هم يه ماشينی از اون جا رد ميشد اين خانومه داااااااد ميزد که : آآآآآآآآآآآآآآآآآرهههههههه ! بياااااااااين اينجاااااااااااااااااااااااااا ! پاااااااااااااااارک کنين! اينجااااااااااا نذری ميدن! بعضی وقتا هم شروع ميکرد به قربون صدقه رفتن بچه ای که شونصد متر اون ور تر تو بغل مامانش بود! آ قربون پسر! 18.gif

چيزايی که از اين جا به بعد مينويسم صحبتای افراد ديگست هر جا چند خط خالی گذاشتم بدونين که ادما عوض شدن و افراد ديگه دارن اينا رو ميگن!

* ميدونی چيه؟! امسال عزاداری ها خيلی کم رنگ بود! من نه کيک خوردم! نه شيرکاکائو! نه شربت! هيچی نخوردم! واقعا مردم ايمانشون از بين رفته! 11.gif


* خاااانوم مثه اين که شوما خيلی با شوهرتون اختلاف سنی دارين؟!! 33.gif
** (با افتخااااااااار) بععععععععععععععععععله! شووووورم (شوهرم!)۲۰ سال از من بزرگتره! 13.gif نميدونين چه قدر خوبهههههههه! اصلا ادم وقتی شوووووووووورش از خودش خيلی بزرگتر باشه هااااااا يه چيزايی رو ميبينه که ما جوووونا نميبينيم! 07.gif
*پس شما زود ازدواج کردين و شوهرتون دير! 33.gif
**اوااااااا نههههههههههه! 12.gif من ۲۳ سالم بود که ازدواج کردم مگههههه زودههههههه 28.gif


*آهااااااای خانوم! بععععععله با شومام! شوما خجالت نميکشی ميری خارج صف وايميسی؟!
** واااااااااااا واسه من جا گرفته بودن اينجاااااااا!
* ارهههههه جون خودت! جا گرفته بودن؟! رفتی تو خونتون لم دادی ......... ما اينجا با هزاااار تا بدبختی تو صف وايساديم! حالا اومدی جلوی ما!؟!
**من؟! من تو خونم لم دادم؟! من خودم الان تو خونم دارم نذری ميپزم!!!!!!!!!! 11.gif11.gif11.gif


*وايسا ببينم؟! چرااااااا ميری جلوی صف وايميسی؟! تو که همين الا يه غذا گرفتی رفتی؟!
** من يه غذا گرفتم؟! من ؟ من ؟ کووووووووور شه هر کی اين تهمت رو به من بزنه! اگه راست ميگی بياا خونمون اون يکی غذاهه رو نشون بده! بيا ديگه! د بيا!!!!!!! 12.gif
*اصلا تو واسه چی تو صف واينميسی؟!اين همه ادم شلغمن که اينجا پشت سرتن؟!
**چرا تو صف وايسم؟! هااااان؟! چراااااااااا؟! 12.gif من همسايه شونم! بايد به من خارج صف بدن!
*پرررررررو! 28.gif


*اصلا شما که داری به من ميگی خارج از صف وايسادم! از کجا اومدی اين جا غذا بگيری؟! خب برو دم خونتون غذا بگير!
** وااااااااا من خونمون همين پشته!
*خب من خونم همين روبروووووه! شما هم برو از کوچه پشتی غذا بگير! 28.gif

ديگه کم کم صدای مردم بلند شد ............... (البت صدای خانوما!)

*الهی جز جيگر بگيری! مردم از پا درد! بيااااااا غذای ما رو بده ديگهههههههه!

*اصلا ميدونی چيه؟! اينا واسه اين غذا نميدن که اين صف رو نمايش بدن! ميخوان همه بفهمن که اينا دارن نذری ميدن! ايشااالااااااااا که نذرت قبول نشه!

* ايشااالااااااااا خير از جوونيت نبينی! خوشت ميااااد ببينی مردم اين جا الاف شدن؟!

* به ما غذا نداد که هيچ! از جاهای ديگه هم ما رو انداخت!

و ........ و............. و................. حالا بچاره نذری ميده که هيچی فحش و نفرين هم پشت سرشه!

تا اينکه بالاخره شروع کردن به پخش کردن غذا ها! و ............

*واااااا خاونم چرا هل ميدی؟! به همه ميرسه!
**( در حالی که کاملا تابلو داره جلوييش رو هل ميده!) من نيستم خانوم! از پشته!

البته شايان ذکر است که در تمام اين مراحل صف اقايون نه تنها نظمش بهم نخورد بلکه هيچ کس هم توش جيک نزد و هيچ کس هم اعتراضی نداشت!
والسلوم ختم کلوم!

/ 0 نظر / 5 بازدید