ميوه زندگی!

چند وقت پيش رفته بودم خونه يکی از فاميل هامون که بهش پيانو درس بدم 14.gif اين جمله عجب کلاسی داشت لطفا دوبار بخونيدش! 04.gifنه بابا خالی بستم رفته بودم بهش ارگ ياد بدم! بعد از اين که تدريسم تموم شد 14.gif اين جمله هم خداييش با کلاس بودااااااااااا 05.gif نشستم که شربت و شيرينی بخورم شاگردم هم کنار استادش يعنی اينجانب جلوس کرد! در همين موقع مامان شاگردم گفت: هر وقت دخترم ارگ ميزنه من ياد بتهوون ميفتم! 26.gif البته درک اين جمله واسه من يه کمی سخت بود چون من جلسه اول بود که ميرفتم اونجا و تا همين چند ساعت پيش دختره بلد نبود دو ر می فا سل لا سی رو پشت سر هم بگه چه برسه به اين که بخواد با ارگ چيزی بزنه که مامانش ياد بتهوون بيفته! 06.gif
من هر وقت از اين جور مامانا ميبينم که تا چششون به يکی ديگه ميفته شروع ميکنن به تعريف و تمجيد از بچشون دلم ميخواد خودم رو خفه کنم! 02.gif
البته همين مامان شاگردم از زمان های دور که دخترش خيلی کوچولو بود تا همين الان هر وقت که دخترش بهش سلام ميکنه اونو در آغوش ميکشه و شروع ميکنه به:
مرچ مرچ (اين صدای بوس بود! )سلام دختر خوشگلم! 10.gif مرچ مرچ! ميوه زندگی من! (اين جمله واقعا منو کشته! )10.gif و جملاتی از اين قبيل! و اصلا هم مهم نيست که چند نفر دارن اين صحنه رو نگاه ميکنن! 30.gif
البته از اين جور مامانا من زياد ديدم! يکيشون هست که هر وقت ميريم خونشون از اول تا آخر همش بچه هاش رو به رخ ما ميکشه! بعد همين جوری که هنرهای بچه اش که الان نميدونم بيست و چند سالش هست رو واسه همه رو ميکنه از همه طرف اتاق پذيرايی صدای به به و چه چه حضار بلند ميشه! 35.gif
من واقعا لذت ميبرم اين فرزندانی رو ميبينم که با وجودی که سن و سالی ازشون گذشته همچنان ميوه زندگی ماماناشون هستن! 26.gif

/ 0 نظر / 4 بازدید