اسباب کشی

الان که دارم این متن رو می نویسم هیچ امیدی به انتشارش ندارم. پرشین بلاگ دچار مشکل شده و نوشته های دو سال من در منو مدیریت مرکزی نمایش داده نمی شه و هیچ کس هم پاسخگو نیستسوال

اسباب کشی کردیم از خونه قشنگی که دو سال اونجا ساکن بودیم. خداحافظی کردیم از همسایه های مهربونی که بهشون عادت کرده بودیم و رفتیم به خونه جدید.

من خونه قبلیمون رو خیلی دوست داشتم. انرژی مثبت داشت و خیلی احساس راحتی می کردم. به محل کارم فوق العاده نزدیک بود و هر مغازه ای که می خواستم در دسترسم بود. فقط، مستاجر بودیم.

صاحبخونه مون کمکمون کرد تا وام بگیریم و بعد از یکسال سپرده گذاری موعد وام مسکنمون فرا رسید. از سختی های دنبال خونه گشتن، قبلا گفتم. بعد از اینکه خونه مورد نظر پیدا شد، حالا وقتش بود که ساکنین جدیدی برای خونه فعلیمون پیدا بشن. من غرق در کارتن و سلفون معمولی و سلفون حباب دار بودم و هی زنگ در به صدا درمیومد و خانواده ای برای بازدید از راه می رسیدن آخ

تا اینکه بالاخره آپارتمان قسمت یه خانوم جوون اهوازی شد و ما هم بار و بندیل رو جمع کردیم برای اسباب کشی. تقریبا 40 متر نایلون حباب دار و چندین رول سلفون و چسب مصرف کردم خنثی که بعد از اسباب کشی به این نتیجه رسیدم که واقعا احتیاجی به این همه بسته بندی نبوده. خلاصه اینکه جمعه هفته پیش، خسته و له و داغون اسباب کشی کردیم و هنوزم بعد از گذشت یک هفته زندگی به روال عادی برنگشته. خونه جدیدمون رو خیلی دوست دارم، هر چند چالش هایی پیش رو داریم ولی در خونه ای که واقعا مال خودمونه احساس آرامش دارم. لبخند

خدایا شکرت برای اینکه همیشه هوامونو داری...

از خونه جدید به زودی خواهم گفتخیال باطل

/ 0 نظر / 27 بازدید