شم اقتصادی

* توی دفتر غلغله ای برپاست. همکارم می گه شرکت ایران خودرو محصولاتش رو پیش فروش می کنه و با توجه به افزایش قیمتها، اگه الان از ماشینهاش بخریم تا یک ماه دیگه که زمان تحویله احتمالا یک میلیون تومن سود می کنیم. ظاهرا مردم هم ریختن و هرچی ماشین بوده پیش خرید کردن. رئیسمون با کلی زنگ زدن به این ور و اون ور و کارت به کارت کردن و البته شراکت با همین همکارمون، بالاخره موفق می شه از این فرصت طلایی (!) بهره مند بشه و  18 میلیون تومن جور کنه برای پیش خرید پژو.

به همکارم می گم: شما چرا گول می خورید. ایران خودرو اول شایعه میکنه که قراره ماشین بازهم گرون بشه. بعدش هول و ولای پیش فروش رو می ندازه به جون مردم تا محصولاتش رو سریعتر بفروشه. همکارم در جواب می گه: من به فلسفه اش کار ندارم. یک میلیون سودم رو می خوام!

* عمه ام برای خرید یک پلاک طلا برای هدیه تولد رفته طلا فروشی و برای من از مغازه هایی می گه که در اونها بازار خرید سکه حسابی داغه و همینجوری مشتری می ره و میاد!

* رفتم سوپر مارکت و یه بسته چای کیسه ای ترکیه ای می بینم که چند ماه پیش خریده بودم و خیلی خوشم اومده بود. چای ترش بود با طعم شاتوت و تمشک و اینا! اون موقع حدود 5 تومن بود. یک دفعه یادم میفته که باید دوباره قیمتش رو سوال کنم. قیمت جدیدش شده نه و پونصد!!! درحالی که بسته چای رو کنار می ذارم از فروشنده می پرسم : با اینهمه گرونی اجناس خارجی، حتما فروشتون هم کم شده. می خنده و جواب می ده: با وجود اینکه قیمتها خیلی بالا رفته اما فروشمون بهتر هم شده! چون مردم می ترسن که بازهم گرون تر بشه!

* من از تحلیل های اقتصادی سر در نمیارم. اما فکر می کنم این ولع مردم برای خرید، تاثیر مهمی در دامن زدن به گرونی ها داشته باشه!

 

/ 0 نظر / 10 بازدید