بیست و نه سالگی

یکی دو سال پیش بود که از رادیو شنیدم شیرین ترین سال زندگی زنان، 29 سالگی است. همان روزها بود که یکی از دوستانم 29 ساله شد و من به او مژده در پیش داشتن سالی شیرین را دادم. هرچند، او باور نداشت که 29 سالگی شیرینی خاصی داشته باشد و حتی بقیه دوستانم که بیشتر از 30 سال سن داشتند معتقد بودند  29 سالگی تحفه ای هم نبوده است!

اما به هر حال، من امروز 29 ساله شدم. و می دانم که 29 سالگی برای من خاص و شیرین است. اتفاقات زیادی برای من خواهد افتاد و مسیر زندگیم تغییر خواهد کرد.

امروز روز خوبی است. در دفتر نشسته ام و به منظره بیرون پنجره نگاه می کنم. آسمان یک دست آبی است، بدون حتی یک لکه ابر. خورشید سخاوتمندانه نورافشانی می کند.کوههای پوشیده از برف،زیر نور خورشید می درخشند و اینقدر هوا تمیز است که تک تک خانه های دامنه کوه به وضوح دیده می شوند. در گوشه سمت راست قاب پنجره، برج میلاد در زمینه ای از کوههای سفید و آسمان آبی خود نمایی می کند.

امروز، روز خوبی است. روز 29 سالگی من!

چند سالی بود که منتظر دیروز بودم. تولد من، با یک هدیه خاص از یک فرد خاص. این اتفاق دیروز افتاد…

نکته تستی: موقعیت های خاص، به خودی خود خاص نیستند. حتی ممکن است خیلی هم عادی و معمولی باشند. نگاه ما باید نسبت به اتفاقات و اطرافیانمان تازه و خاص باشد.

/ 0 نظر / 21 بازدید