اگر زمان به عقب برگرده...

1. چند روزیه که موبایل خانم رئیس لاینقطع (!) زنگ می خوره! دو سه ماه پیش با یکی از همکارا  یک پژو پیش خرید کردن تا با یکی دو میلیون سود بفروشنش. حالا اون پژو رو تحویل گرفتن، رئیس سهم همکار ما رو خریده و حالا هر روز توی روزنامه آگهی می ده تا بلکه پژو فروش بره و به سود مورد نظرش برسه.

واقعا نمی تونم بفهمم که یک خانم چهل و چند ساله مجرد، که ماهی دو سه میلیون حقوق می گیره و خرج خاصی هم نداره، به اندازه کافی هم مشغله و گرفتاری شغلی داره، چرا باید برای یک میلیون سود اینهمه خودش رو به دردسر بیندازه؟

متاسفانه شرایط اقتصادی جامعه جوری شده که همه آدمها دلال شدند!

2. این روزا بیشتر از همیشه به گذشته ها فکر می کنم... به تصمیم های غلط ... به رفتارهای غلط... به کارهایی که می تونست مسیر زندگی من رو عوض کنه. خب البته شاید اگه اون راه ها رو هم می رفتم نتیجه اش خیلی جالب از آب در نمی یومد. شاید هم همه این حرفا فقط و فقط ناشکری و درنظر نگرفتن خوبی های موقعیتیه که الان در اون هستم.

یه سوال کلیشه ای که همیشه از افراد موفق می شه اینه که اگه زمان به عقب برگرده شما بازهم همین راه رو انتخاب می کنین؟ اکثرا برای نشون دادن علاقه وافر به حرفه شون می گن که اگه هزار بار هم به عقب برگردن بازهم به همین شیوه زندگی خواهند کرد. اما جواب من قطعا این نخواهد بود.

اگر روزی خدا از من بپرسه که چقدر می خوای به عقب برگردی، حتما از خدا می خوام که منو به شانزده سالگی برگردونه. به سالهای شاد و بی خیال دبیرستان. به همون سالهایی که تازه خودت رو پیدا کردی و می تونی استارت داشتن یه زندگی متفاوت رو بزنی. بعدش سعی می کردم که یه زندگی کاملا متفاوت با مسیری که الان طی کردم داشته باشم.

یکی از کارهام این خواهد بود که دست از لجبازی احمقانه بردارم و بازهم برم کلاس پیانو. و با خودم عهد کنم که هیچ وقت نواختن پیانو و یادگیری زبان رو رها نکنم. بعدش رشته دیگه ای رو در دانشگاه می خوندم و سعی می کردم تا جاییکه می تونم سفر برم و به عشق و حال و تفریح برسم!! و البته تمام پس اندازم و درآمدم و ... رو سکه بخرم!!! والا به خدا!

3. نمی دونم می شه به بهبود اوضاع اقتصادی امیدوار بود یا نه. در این شرایط قشر متوسط رو به نابودی می ره و روز به روز از آرزوهاش دور تر میشه.

/ 0 نظر / 16 بازدید