تنوع

توی سالهای اخیر بحث نوستالژی حسابی داغ بوده و اگه شما هم پای صحبت سینه سوخته های اوایل دهه 60 نشسته باشین حتما خاطرات مشترکی از پفک نمکی مینو و بستنی کیم و آتاری و کارتون پسر شجاع شنیدین و همه متفق القول هستن که قدیما چقدر بهتر از الان بوده و چقدر بیشتر خوش می گذشته.

من و احمدرضا چون تقریبا همسن هستیم از این جور خاطره بازیا زیاد داریم و برامون خیلی جالبه که با وجود اینکه در دو خانواده متفاوت، شهر متفاوت و با فرهنگ های متفاوت بزرگ شدیم اما روزهای بچگیمون خیلی به هم شبیه بوده...

سالها پیش، وقتی که ما کوچیک بودیم اختلاف طبقاتی به این شکل وجود نداشت. یه عده قلیلی خیلی پولدار یا خیلی فقیر بودن که تکلیفشون روشن بود. اکثریت جامعه با قشر متوسط بود که سطح زندگی و رفاهشون تا حد خیلی زیادی به هم شبیه بود. از طرف دیگه تنوع محصول توی جامعه خیلی کم بود. مثلا کلا دو سه تا سریال بود که همه اونا رو می دیدن. یا فقط یک یا دو برند برای چیپس و پفک و بستنی وجود داشت. دفتر مشق همه یه جور بود و ... برای همین، اکثر ما خاطرات مشترک زیادی از گذشته ها داریم.

با وجود اینکه سطح رفاه کم بود اما از همین امکانات موجود حظ وافر می بردیم، چون همه دور و بری هامون هم همون امکانات رو داشتن و نه بیشتر.  محصول توی جامعه کم بود و این باعث می شد قدر داشته های کم خودمون رو بدونیم و اگه یه اسباب بازی برامون می خریدن تا مدت ها شاد و سرگرم بودیم...

این روزا علاوه براینکه اختلاف طبقاتی خیلی بیشتر شده و قشر متوسط جامعه هزار طبقه و فرقه دارن، تنوع محصول هم خیلی زیاد شده. بچه های این دوره، وقتی بزرگ بشن خیلی خاطره مشترک از تفریحات و خوراکی ها و کارتون ها با هم ندارن. شرایط جوری شده که نه بچه ها و نه بزرگترها به چیزهایی که داریم راضی نیستیم چون هرچقدر هم محصولات خوبی بخریم بازهم بهترش رو دست اطرافیانمون می بینیم و حسرت می خوریم.

حالا تنوع، خوبه یا بد؟متفکر

/ 0 نظر / 40 بازدید